این روزهای ما
سلااااااااااااام دوست های خوبم خوبید؟
چند روز هست که لپ تاپ ما ویروسی شده همه چیزش برعکس شده قبلا تو فیسبوک که میخواستم برم باید بدبختی میکشیدم الان خیلی راحت تو فیسبوک میتونم برم ولی اصلا نی نی سایت یا سایتهای داخلی نمیره . چند روز که از نی نی وبلاگ دور بودم داشتم دیونه میشدم الان هم اومدم خونه مامان خودم . واقعا دلم براتون تنگ شده بود .

پنجشنبه ایی با بابایی از بیرون بال گرفتیم رفتیم خونه امیررضا جاتون خالی خیلی خوش گذشت تا 3 صبح بیدار بودیم شب رو هم اونجا خوابیدیم صبح روز پدر بود دو تا دسته گل مثل هم خریدیم رفتیم دیدن پدر شوهرم بعد با مامان جون و بابای خودم رفتیم بیرون شهر خیلی خوش گذشت روز مرد رو هم به جوانمرد کوچکم تبریک میگم 
واقعا رادوین شده همه دنیای من . خیلی کارهای شیرینی میکنه داشتم پتو و بالشم رو جمع میکردم دیدم که رادوین داره پشت سرم بالشش رو زده بغلش داره با من میاد که بزاره تو کمد کلی از دستش خندیدم 
قربونش برم که اینقدر کمک حال مامانش هست 
یکشنبه ایی رادوین وقت اتلیه داشت خیلی عکساش عالی شدن اخر خرداد تحویل میدن بعد از اتلیه رفتم بهداشت برای واکسن ولی قبول نکردن واکسن 1 سالگی رو زودتر بزنن منم اینقدر استرس واکسن رو گرفته بودم که همین اومدم خونه حال خودم از استرس بد شده بود 
خان حسینی گفت که بعد از 1 سالگی بیارش یعنی 12 میشه . همش میترسم که نکنه این واکسنها چینی باشه
تا اینکه زنگ زدم به الهه جون تا از دختر خاله اش بپرسه بعد گفتن که نه اینطور نیست نگران نباش کمی خیالم راحت شد ولی باز امروز صبح رفتم بهداشت پرسیدم و اونا هم خندیدن و گفتن نه واکسن ام ام ار ایران تولید میکنه نگران نباش
حالا قراره هفته دیگه یکشنبه ببرمت برای واکسن.
فردا میخوام برم فنی حرفه ایی کلاس اشپزی بین والمل ثبت نام کنم .
عاشق غذا درست کردن هستم خیلی دوست دارم خدا کنه که ظرفیتش پر نشه .
رادوین غذا خوردنش خوب شده ولی یه قلقی داره برای خودش اصلا نباید قاشق رو از جلو بیارم باید قاشق رو از پشت سرش بیارم بزارم تو دهنش. رادوین عاشق توت فرنگی هست حتی اجازه نمیده که من بخورم از تو دهنم میکشه بیرون تا خودش بخوره نوش . جونت پسر مهربونم . امروز بابا احسان مهر کارش رو از نظام مهندسی گرفت امیدوارم که کارش درست بشه .
بعدا براتون عکس میزارم


این روزهای ما
